تبليغاتX
زندگی

سه شنبه سوم آذر 1388

فرار از زندان

شما می دونید که الان یکی از سایتهای پر طرفدار دنیا فرار از زندان است دوست دارم براتون کمی از عکساشون رو بذارم
نوشته شده توسط محبوبی در 11:42 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388

تعریف علم فرقه شناسى اسلامى

1- تعریف علم فرقه شناسى اسلامى
در کتب رایج ملل و نحل تعریف مشخصى از فرقه شناسى اسلامى بیان نشده است، اما با توجه به کتاب هایى که در این علم نوشته شده و نیز با توجه به نام آن، مى توان آن را چنین تعریف کرد که «فرقه شناسى اسلامى علمى است که متکفل بیان عقاید کلامى خاص فرقه هایى است که از اسلام نشأت گرفته اند». این علم تنها درصدد بیان آراء و عقاید فرقه هاست، نه نقد و بررسى و رد آنها. این اصل در برخى از منابع اولیه این علم رعایت شده است، اما در بسیارى از کتب دیگر، مؤلفان درصدد اثبات عقیده خود و رد عقاید فرقه هاى مخالف برآمده اند، و در برخى از این کتب، همانند الفصل، در این زمینه چنان زیاده روى شده است که مى توان در حقیقت آنها را از کتب مربوط به این علم خارج کرد و در زمره کتاب هاى کلامى به شمار آورد. از اینجا این نکته روشن مى شود که کلمه «بیان» در تعریف فوق، در حقیقت علم کلام را از دایره این علم خارج کرده است؛ زیرا متکلمان برخلاف نویسندگان این علم، درصدد اثبات عقیده خود و رد عقاید دیگران اند. در این علم فقط موارد اختلاف در عقاید کلامى فرقه ها مطرح مى شود و اختلافات سیاسى، فقهى، تاریخى، حدیثى و عقیدتى جایى در آن ندارد.
فرقه شناسى اسلامى فقط به گروه هایى مى پردازد که در بسترى اسلامى به وجود آمده اند، که شامل سه دسته مى شوند:
1. گروه هایى که سه اصل کلامى توحید، نبوت و معاد را پذیرفته اند، و به عبارت دیگر گروه هایى که طبق مبانى اسلامى مى توان آنها را مسلمان دانست.
2. گروه هایى که به این اصول یا بعضى از آنها خدشه وارد کرده اند و طبق اصول و مبانى اسلامى و نیز نظر بیشتر مسلمانان از حوزه مسلمانى خارج شده اند، اما خودشان را مسلمان مى دانند؛ همانند گروه هاى مختلف غلات که با وجود خدشه وارد کردن به الوهیت و نبوت و یا حتى معاد، باز استناد به آیات قرآن مى کنند.
3. گروه هایى که این اصول و یا برخى از آنها را نپذیرفته اند و خود را نیز مسلمان نمى دانند؛ مانند بعضى از گروه هاى بهائیت که دین خود را ناسخ دین اسلام مى دانند، اما به هرحال در بسترى اسلامى و با تأثیرپذیرى از عقاید اسلامى، عقاید خود را مطرح مى کنند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محبوبی در 10:34 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388


دشمني وهابيت با پيامبر به روايت تصاوير

دوستان سلام

براي آشنائي با وهابيت و اينكه حساب وهابيت با اهل سنت جداست، و اينكه آنها دشمن اسلام و قرآن و پيامبر هستند، مقداري عكس تهيه كردم، باهم ببينيم، از نظراتتون استفاده ميكنم.

البته به زودي مطالبي را درباره اينكه چرا وهابيت با پيامبر دشمند، مطرح ميكنم

اما تصاوير

موضوع اين قسمت:

حذف نام پيامبر از مسجد پيامبر فقط به بهانه شرك


از باب البقيع كه وارد حرم شويد، به سه هشتي كه هركدام دو شبكه فولادي محرابي شكل دارد برخورد ميكنيم


مقابل ضريح مي‏ايستيم سلام مي‏ديم.



از راه دور نيز قبوله

ميريم تو حال خودمون

ياد سالهاي قبل كه مي‏افتم، بيشتر پي به نامردي و نمك نشناسي وهابي ها مي‌برم

بد جوري ميخوره تو ذوقمون

جمعا شش شبكه فولادي است كه روي آنها تا سه سال قبل نوشته بود


يا الله يا محمد




نام الله همراه نام پيامبر

اندازه اين تصوير تغيير داده شده است براي نمايش اندازه واقعي كليك نماييد .


اما از سه سال قبل تا كنون محمد را برداشته و به جاي آن مجيد گذاشتند


اندازه اين تصوير تغيير داده شده است براي نمايش اندازه واقعي كليك نماييد .


چرا اينكار را ميكنيد؟

(با عرض پوزش از پيامبر و همه مسلمانان)

چون محمد مُرده و پوسيده، لازم نيست نامي از او باشد

بازهم از پيامبر عذر مي خواهم

چاره اي نيست براي تنوير افكار خوب است:

ابن تيميه (رهبر فكري وهابيها) آمد تو مسجد و با گستاخي تمام با عصاي خودش به قبر پيامبر اشاره كرد و گفت:

اين عصاي من از استخوانهاي پوسيده زير اين خاك ارزشش بيشتر است، زيرا عصاي من حاجت مرا مي دهد اما از او كاري ساخته نيست.

باشه! شايد روي نفهمي و حماقت، اين ايده دنبال مي‏شود

ولي ميفهمي حماقت تنها نيست خباثت هم هست

ميگي نه بيا بيشتر مسجد را بگرديم

از مسجد قديمي كه مياي بيرون پاتو ميذاري مسجد جديد، نوشته اي توجهتو جلب ميكنه

نوشته:

بنی بيده هذه الاحجار الاربعه فلان تأسيا بالنبي صلی الله عليه و آله وسلم تقبل الله منه (و ذاك في شهر ربيع الاول سنه 1373 هق)


اندازه اين تصوير تغيير داده شده است براي نمايش اندازه واقعي كليك نماييد .



تو پرانتز، بقول امروزيها پيام بازرگاني:
حالا عادت بدي كه اهل سنت دارن (اختصاص به وهابيها ندارد) صلوات بيرون نمازشون با صلوات داخل نماز فرق ميكنه، داخل نماز صلوات همراه با آل پيامبره، ولي بيرون نماز صلوات ابتر ميفرستن (صلوات دم بريده تعبير خود پيامبرمونه) بگذريم، بريم سر اصل موضوع
پرانتز بسته!

ترجمه اش اينه:

اين چهار سنگ را فلان پادشاه گذاشته تا به پيامبر تأسي كرده باشد، خدا از او قبول نمايد، اين در سال 1373 هجري قمري بوده است

خوب به عكس دقت كنيد!

ديوارهاي حياط جديد (سمت چپ) با سنگهائي متفاوت از ديوار قديم است

چند نكته:
1- تمام قستهاي دو حياط قديمي تخريب شده، ولي اين علامت را نگه داشتند، چرا؟
چون نام پادشاه مقدس است.
پس يادگاري خوب است اما براي پادشاه نه پيامبر.

2- رنگ سنگ‏هاي مسجد قديم قهوه‏اي متمايل به نارنجي است، چون فقط دست شاه به آن چهار سنگ خورده آن سنگها را با دو رنگ قهوه‏اي تيره و سفيد متمايز كردند، آقا حجاره نامشونو رو سنگ تراشيده تا براي هميشه بمونه، هركه سنگو ديد ياد او بيافته.

3- گذاشتن چهار سنگ به صورت سمبليك، يعني تأسي به پيامبر؟!
تأسي به پيامبر خوب است، اما رياكاري شرك است.
ميگن نه اين شرك نيست چون پادشاه اولوالامره و كارهايش روي حساب و كتابه!
اما اگر مسلماني به توصيه پيامبر عمل كند و به زيارت ايشان حتی بعد وفاتشان بيايد مشرك است.
دشمني با پيامبر به نظر شما شاخ و دم دارد؟؟!!

يعني كاري كه پادشاه در 56 سال قبل كرده ( كار كه نه! به قطر سنگها دقت كنيد مي فهميد وزن سنگها 20 كيلو كمتر نيست) يعني ماله اي كشيده رفته، بايد حك شود و علامت داشته باشد ولي نام پيامبر؟؟

بارها و بارها زوار ايراني و غير ايراني سؤال مي‏كنند قبر پيامبر كجاست؟

يعني اگر سراسر حرم را بگردي، يك تابلوي راهنما، حتی يك فلش كوچك نيز وجود ندارد تا زوار را راهنمائي نمايد.

باز مجبورم اسم خبيث ابن تيميه را ببرم، او گفته:

هركه به قصد زيارت پيمغبر بيايد مشرك است(!!)

حالا ميگي اين مال 56 سال قبله الآن روشن تر شدن، ديگه از اين كارها نميكنن!

پس به اين عكس نگاه كن:







اين سنگ در چهار قسمت مسجد النبي نصب شده است

در تاريخ 9 صفر 1405 يعني 24 سال قبل بنا شده است

نوشتن سنگ يادبود از منظر هيچ عاقلي اشكال ندارد

اصل توسعه و تعمير مسجد كار خوبي است

اما طبق مسلك اينها سؤال مي كنيم:

چرا نام فهد بزرگ تر از نام الله و آيات قرآن نوشته باشد؟
اين شرك نيست، پس چيست؟
بنابر عقيده وهابيت مبني بر تخريب تمام چيزهاي غير خدائي(!!)
چرا اين سنگ را بنا كردند؟
بنا كردند، چرا بعد مرگ فهد تخريبش نكردند؟
مگر نه اينك او پوسيده است؟
نام كسي كه مسجد را تعمير كرده حك شود
اما نام كسي كه اصل شهر به خاطر زحمات اوست تبديل به مجيد شود
و سؤالات فراوان ديگر...

لازم نيست خيلي به ذهن خود فشار بياوريم

يك سري ميريم مكه

كنار شهداي فخ

واقع در شارع الشهداء، حسين بن على بن حسن بن حسن، در سال 169 با شورش بر ضد هادى عباسى به قتل رسيد، امام باقر عليه السلام مى‏فرمايند پيامبر از فخ كه مى‏گذشت ايستاد، ركعتى نماز خواند و وقتى ركعت دوم را خواند گريه كرد وفرمود: جبرئيل به من خبر داد كه: يا محمد ان رجلا من ولدك يقتل فى هذا المكان و اجر الشهيد معه اجر الشهيدين.

اين مقبره به خاطر دشمني با پيامبر تخريب شده است

اما كنار آن، قبر عبدالله بن عمر است، كه دشمني او نيز با علي و آل علي عليهم السلام ثابت است، اين قبر هم مخروبه بود، ولي با ارادتي كه شهردار مكه به دشمنان پيامبر دارد قبر آن را آباد كرد، دورش ديوار سفيد كشيد، برايش نرده‏هاي آهني با رنگهاي طلائي نصب كرد و بر روي تابلو نوشت:

اندازه اين تصوير تغيير داده شده است براي نمايش اندازه واقعي كليك نماييد .


اين قصه سر دراز دارد
اين غصه سر دراز دارد

ادامه مطلب
نوشته شده توسط محبوبی در 8:24 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نوزدهم آبان 1388

نوشته شده توسط محبوبی در 10:14 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نوزدهم آبان 1388

سالار شهیدان

 

السلام و عليک یا اباعبدا... یا ثارا... وابن ثاره والوتر الموتور... وعلی الارواح التی حلت

 بفنائک علیکم منی سلام ا... ابدا ما بقیت و بقی اللیل والنهار...

نام : حسین (سومین امام که به امر خداوند تعیین شده است )
کنیه :ابوعبداللّه
لقب : خامس آل عبا، سبط، شهید، وفى، زکى
پدر : حضرت على ابن ابى طالب (ع)
مادر: حضرت فاطمه زهرا (س)
تاریخ ولادت : شنبه سوم شعبان ، سال چهارم هجرى
مکان ولادت : مدینة النبی
مدت عمر : ۵۷ سال
علت شهادت : پس از روى کار آمدن یزید، امام که او را نالایق می‌دانست تن به ذلّتِ بیعت و سازش با او نداد و براى افشاى او به فرمان خدا از مدینه به مکه و سپس به طرف کوفه و کربلا حرکت کردند. سرانجام نیز به همراه یاران خود با لب تشنه توسط دشمنان اسلام شهید شدند.
قاتل : صالح بن وهب مزنى ، سنان بن انس و شمر بن ذى‌الجوشن ، (لعنت خدا بر آنها باد)
زمان شهادت : جمعه دهم محرم سال ۶۱ هجرى
مکان شهادت و دفن : بیابان کربلا

نوشته شده توسط محبوبی در 10:9 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نوزدهم آبان 1388

شعر عشق

 

صد شور و نوا ، زنینوا آوردم

یک ماه ، به روی نیزه‌ها آوردم

بر روشنی تیره دلان کوفه

یک قافله غم ، زکربلا آوردم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محبوبی در 10:5 |  لینک ثابت   •